الشيخ حسين المظاهري
22
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
گذشته ديديم كه اسلام به كار در زمين و بهرهبردارى از آن بسيار تأكيد و سفارش كرده و سيرهى بزرگان دين نيز همين بوده است . داز زمينهاى آباد فقط به قدر نياز مىتوان استفاده كرد ، و كسى حق ندارد از زمينهاى آباد مثل جنگلها براى افزايش ثروت استفاده كند . هزمين بازى و زمين خوارىاقطاعدر اسلام نيست ، مگر به هنگام ضرورت و مصلحت جامعه ، و بوسيلهى حاكم عدل اسلامى در موادر استثنائى صورت مىگيرد و آن هم فقط يك حكم موقّتى است . بنابراين كسانى كه زمينهاى موات را قطعهقطعه مىكنند و به ثبت مىرسانند و مىفروشند ، كارشان از نظر اسلام هيچوجه اسلامى ندارد . البته در اسلام « تحجير » هست كه فقهاء در كتاب احياء موات عنوان كردهاند ، ولى آنچه از اقوال فقهاء بدست مىآيد اين است كه انسان مىتواند زمينى را با ديواركشى و امثال آنكه علامت تصرّف باشد تصرّف كند با شرائط ذيل : 1 - بيش از مقدار احتياج نباشد ، بنابراين اگر كسى چند هكتار زمين را با تحجير و علامت تصرّفىنه مانند ثبت و علامتى كه عرف آن را تصرّف نمىداندتصرّف كند فقط به مقدار احتياج متصرّف مىشود ، مثلا اگر قصد ساختن خانه دارد تحجير به مقدار آن خانه ( نه بيشتر ) جائز است . 2 - بايد قدرت براى آباد كردن داشته باشد ، مثلا كسىكه مقدورش نيست خانه بسازد اگر به مقدار خانه تحجير كند متصرّف آن نمىشود .